X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

از خویش گفتن ها.....

دلم از دنیا که میگیره بغض هام رو این جا فریاد میکنم..

ای آینه...

ای آینه دروغ نگو


می شناسیم؟؟!!!


آری،  منم نگاهی دوباره کن......


این چشم خسته که در انعکاس توست...


صیاد وار هزار عاشق خسته به بند داشت......


اما.....


نگر که از آن شور و شیطنت....


دیگر نمانده به سر شوق تازه ای......


این گونه های زرد به سیلی دوباره سرخ شد


تا آینه به زیر لب نگوید


نمی شناسمت!!!!؟؟؟


در چال خنده ام که به حسرت شکفته شد.....


تردید بودنم ، دوباره گلو چاک میکند...


وقتی که شانه می کشد به سرم درد تازه ای


دیگر نپرس موی سفید ت برای چیست؟؟؟؟؟


ای آینه


در انعکاس درد دار نگاهت سکوت بود.......


وقتی که من شبیه خودم نیستم...



+ نوشته شده در جمعه 24 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 07:24 ب.ظ توسط خاطره | 16 نظر