X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

از خویش گفتن ها.....

دلم از دنیا که میگیره بغض هام رو این جا فریاد میکنم..

خوابهای کودکی


درلابه لای خوابهای کودکیم بزرگ شدم....


رویای تشنه ی بلوغ سراب آرزوهایم شد


و من درست زمانی بزرگ شدم


که مادر برای خواباندن دردهایش برایم لالایی میخواند...


وشاید وقتی....


شکوفه های سیب حیاطمان با اندک تلنگری ریخت...


یا وقتی بوی شب بوها خوابم را عطر آگین کرد....


یا بین دعای نسترن که بر سجاده ی پدر می ریختم.....


خواب آشفته ای بود...


اما حیف بزرگ شدم

+ نوشته شده در یکشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 07:58 ق.ظ توسط خاطره | 15 نظر