X
تبلیغات
نماشا
رایتل

از خویش گفتن ها.....

دلم از دنیا که میگیره بغض هام رو این جا فریاد میکنم..

حس بلوغ

حسی در من به آغاز بلوغ رسیده است...مثل ماه که بالغ میشود....

گاهی خشمناک وتندخو.....گاهی چون باد های بهاری ....نوازشگرو زاینده...

درخت بید آرزو هایم با بارش نگاهت لرزید...

احساس تند غرور،رگهایم را گرم کرد....ومن ناخواسته بید آرزوهایم را آتش زدم....

وقتی زمهریر حسرتها آخرین شعله های احساسم را خشک کرد....دیگر فصول برایم معنا نداشت

واحساس به بلوغ رسیده ام فقط یک فصل را می شناخت...

+ نوشته شده در سه‌شنبه 17 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:28 ب.ظ توسط خاطره | 11 نظر