X
تبلیغات
نماشا
رایتل

از خویش گفتن ها.....

دلم از دنیا که میگیره بغض هام رو این جا فریاد میکنم..

بیا خانه تکانی کنیم..

  بیا خانه تکانی دل کنیم....


  من یادت را از دلم پاک میکنم ،تو با لبخند تماشایم کن.....


 من عشقت را در بقچه ی تنهای هایم میپچم ،تو از من بگیر ودر کمد یادوارهایت بگذار....


 من با  اشک هایم  فرش لگد کوب شده ی غرورم  رامی شویم


  و تو در زیرآفتاب حسرت هایم پهن کن .....


  من عکس تو را از دیوار دلم پایین می آورم،تو بیا !پاره کن  تمام خاطراتمان را.......


 من با آه ،بغض غبار الوده را خارج می کنم تو فقط نظاره ام کن ......


  من برای دل سو خته ام پماد ی نیاوردم تو با رفتنت ،بیا خاکسترش کن .....


    حالا! من برای دلم حجله زدم .....تو بیا فاتحه خوان دلم باش ..........


پ.نوشت:برگرفته از وبلاگ صهبانا

خداوند از من پرسید می خوری ؟یا می بری ؟گفتم:می خورم.....

ندانستم،که حسرت ها را میخوردندو لذت ها را می برند......

+ نوشته شده در جمعه 15 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 09:01 ق.ظ توسط خاطره | 6 نظر