X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

از خویش گفتن ها.....

دلم از دنیا که میگیره بغض هام رو این جا فریاد میکنم..

ای آینه

  ای آینه سلام!نگاهت چرا باز سرد است!!


  نقاب هایم را هنوز نزده ام،بی ریا دربرابرت ایستاده ام.....


  ای آینه! هنوز بر چشمانم سرمه ی بی احساسی نکشیده ام....


  هنوز صورتم از سرخاب های حسرت رنگین است...


 ای آینه رسوا گونه نگاهم می کنی .........


  مو های سپیدم از یادمانهای روز های درد است


  ترکهای صورتم را با تردید مینگری ...


  مو شکافانه نگاهم نکن! از بس نقاب زده ام تو نیز مرا نمی شناسی؟؟!!!


  آری منم!همان افسونگر دیروز ....تاب می خورد ذهنت ،تا به یاد بیاورد مرا؟؟؟


   ملول مشو ای آینه که خویشتنم را فریاد می کنم......

         

........


  من دوباره خود را آراستم ،تا کسی حجم دردرا از چهره ام نخواند


  و تو با سکوت مرا یاری می کنی......ای آینه بخند !دوبار نقابهایم را زدم..........




+ نوشته شده در یکشنبه 10 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 08:52 ق.ظ توسط خاطره | 14 نظر