X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

از خویش گفتن ها.....

دلم از دنیا که میگیره بغض هام رو این جا فریاد میکنم..

شب

وقتی که شب چادر بسر از کوچه های بی کسی  

 

آرام به سویم می آیدونگاه درد بارش را حریصانه بر غم سیاهم می افکند. 

 

باز زیر پوست اندوه می خندم که وای!چه ساده لوحانه به بازی دنیا دل بسته ام؟ 

 

وقتی شب !تکه های جویده شده ی احساسم را تف میکند ....

 

باز با خود می گوییم که باد تمام من را جایی خواهد برد  

 

که خالی شوم از تمام بودنم 

 

کاش می شد........

+ نوشته شده در دوشنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 12:25 ق.ظ توسط خاطره | 1 نظر