سلام اول ماه مهر و این همه بی مهری محاله آخه چرا باید آدم به اینجا برسه که حتی تو گفتن حرفاش ... بگذریم امیدوارم که در آینده نزدیک شاهد حضور پر رنگ و با شکوهت باشیم
سلام مسافر روزهای .... گاهی توانی برای کشیدن اینهمه دردنیست
سلام برای مادر گرامی سلامت و توان مجدد و برای شما آرام و آرامش آرزومندم .
تا نظرات تایید نشده بود خیلی نگران بودم . خدا را شکر که مادر مرخص شده اند . انشاءالله به زودی توانشان را باز خواهند یافت اما اجر بزرگی نصیب شما شده است که امیدوارم قدرش را بدانید. دعا گویتان هستم و امیدوارم که دوباره این خانه رونق سابق را باز یابد و از نوشته های خوبتان بهره مند گردیم .
عزتتان جاوید
سلام گرامی بزرگوار که همیشه سپاس دار کلام شما بوده ام . خدا رو شکر مادر کمی بهتره . اما شوق نوشتن از دستانم رفته بغض هایم گلوگیرند اما انگشتانم همچنان صبوری میکنن.مهرتان را سپاس دارم دوست گرامی...
سلام خوبی وبلاگ خوب و جالبی داری
خوشحال میشم از وبلاگم دیدن کنید
با تشکر مدیر وبلاگ : بهزاد
آدرس : http://shadmehr-music23.blogsky.com
در انتظار نظر زیبای شما هستیم.
سلام ...سرمیزنم
دیدی ای دل که غم یار چه کرد؟!
با سر و سرور و سردار چه کرد؟!
گفتمت غم منویس این همگی
دیدی آخر قلــــــم زار چه کرد؟!
فی البداهه به ذهنم رسید
انشاله که عفو بفرمایید
به امید دیدار مجدد و و صد البته زود هنگام
سلام....
غم زار نوشتنهایم خشک شد.....کویرم کمی باران میخواست
سلام
اول ماه مهر و این همه بی مهری محاله
آخه چرا باید آدم به اینجا برسه که حتی تو گفتن حرفاش ...
بگذریم
امیدوارم که در آینده نزدیک شاهد حضور پر رنگ و با شکوهت باشیم
سلام مسافر روزهای ....
گاهی توانی برای کشیدن اینهمه دردنیست
دنبال رد پایم نگرد
جنگل خاطراتم
همیشه بارانیست
سلام ؟
چی شده دوست خوب و مهربانم
بودنت عادته
نبودنت غم بی نهایته
سلام مهربانم....
گاهی قلم نیز سکوت میکنه فریاد بهانه است .
شنیدن را یاری باید درحدیاری
آب نیستی ،
در فراقت با اشک افطار کنم
مهر و یادت
کی توانم از فراق انکار کنم
درد بلبل قفس ،از فراق گل
نی توانم آشکار کنم
گل های باغ آشنایی
محتاج نوازش دستای تو هستند
دوست خوب و مهربانم
برمیگردم..
شاید همین روزها....
شاید زجربودن زود عادتم شود
سلام
خاطره ؟ درد ِ جدید ؟! چی شده ....
مادرت خوبه ؟
سلام عزیزم...
مادرم مرخص شده.....و کمتر خانه هستم....وقتی هستم هم ذهنم انجاست..
سلام عزیزم
امیدوارم مساله مهمی نباشه و هرچه زودتر رفع بشه.
منتطرت هستیم.
سلام
امیدوارم که زود به خانه ام برگردم چون فقط نوشتن ارامم میکند
خاطره عزیز
منم مثل تو
از شدت پریشونی
رفتم که بهانه ای برای برگشتنم پیدا بشه و برگردم ...
بهانه من دوباره برگشت ...
امیدوارم تو هم هرچه زودتر بهانه برگشتن پیدا کنی.
بهانه بسیار است اما شوق بهانه ای نیست.....
فقطباید به شرایط جدیدعادت کنم .باز برمیگردم...
سلام خاطره ی عزیزم

حضورت در دنیای مجازی انگیزه بخش خاطراتم بود
امیدوارم که هر چه سریعتر مشکلتون حل بشه و دوباره از خویش گفتن هایتان بنویسید
منتظر حضور گرمتان هستم
سلام مهربانم....
دلتنگ گفتن هایی هستم که بغض شده در گلو....
سلام خاطره ی عزیز
خوشحالم که مادر مرخص شده اند
خدا رو شکر
اما دیگه حرف از غم وخدا حافظی نباشه شکر خدا مادر حالشون خوبه و شما باید تموم غم ها رو فراموش کنید
باشه؟
سلام نازنینم
همیشه دوستان خوبی چون شما باعث ارامش میشوند. مادرم خیلی بهترشده امیذ دوباره به چشمان پدرم اومده و شادی اندک . فقط دعا کنی کمی راه بره بشینه خودش غذاشو بخوره
سلام
برای مادر گرامی سلامت و توان مجدد و برای شما
آرام و آرامش آرزومندم .
تا نظرات تایید نشده بود خیلی نگران بودم . خدا را شکر که
مادر مرخص شده اند . انشاءالله به زودی توانشان را باز خواهند یافت
اما اجر بزرگی نصیب شما شده است که امیدوارم قدرش را بدانید.
دعا گویتان هستم و امیدوارم که دوباره این خانه رونق سابق را باز یابد
و از نوشته های خوبتان بهره مند گردیم .
عزتتان جاوید
سلام گرامی بزرگوار که همیشه سپاس دار کلام شما بوده ام .
خدا رو شکر مادر کمی بهتره . اما شوق نوشتن از دستانم رفته بغض هایم گلوگیرند اما انگشتانم همچنان صبوری میکنن.مهرتان را سپاس دارم دوست گرامی...
درد جدید؟؟؟؟
اون درد قدیم چی بود که الان جدیدش هم اومد.....؟؟؟؟؟
حالا کجا میخوای بری ؟؟؟؟؟
واسه چی میخوای باهاش خو کنی؟؟؟؟؟؟؟
من کاملاض هنگم......
خب خدا روشکر مامانت مرخص شد
ایشالا زودی برمیگردی خونه ت و برمیگردی اینجا و مینویسی
سلام نازنیم..
بودن را بهانه میخواهد....نه بغض های بی صدا...
سلام خاطره ی عزیزم
خود را نرنجان
آنکه بودنت را قدر ندانست
لایق حضور در فکرت هم نیست !
سلام مهربانم...
خضورت همیشه سزشار از احساس است و مهربان
آب زنید راه را هین که نگار میرسد
مژده دهید باغ را بوی بهار میرسد
راه دهید یار را آن مه ده چهار را
کز رخ نوربخش او نور نثار میرسد
چاک شدست آسمان غلغلهایست در جهان
عنبر و مشک میدمد سنجق یار میرسد
رونق باغ میرسد چشم و چراغ میرسد
غم به کناره میرود مه به کنار میرسد
تیر روانه میرود سوی نشانه میرود
ما چه نشستهایم پس شه ز شکار میرسد
باغ سلام میکند سرو قیام میکند
سبزه پیاده میرود غنچه سوار میرسد
خلوتیان آسمان تا چه شراب میخورند
روح خراب و مست شد عقل خمار میرسد
چون برسی به کوی ما خامشی است خوی ما
زان که ز گفت و گوی ما گرد و غبار میرسد
باغ سلام میکند سرو قیام میکند
سبزه پیاده میرود غنچه سوار میرسد
خلوتیان آسمان تا چه شراب میخورند
روح خراب و مست شد عقل خمار میرسد
چون برسی به کوی ما خامشی است خوی ما
زان که ز گفت و گوی ما گرد و غبار میرسد
سلام دوست خوب و مهربانم
ایام بکام و همیشه شاد و خرسند باشید
مانا و نویسا باشی ، شرح ناتمام ، ناگفته ها
سلام مهربان ترین
سپاس دار نگاه مهربانت هستم... معنی دلتنگیم را حتی واژه هام نمیفهمند...
امیدوارم آرامشت رو زودتر بدست بیاری.
و در کنار مادر و پدرت در سلامتی زندگی کنی.
دعا می کنم برات عزیزم.
درود مهربان
بزایت شادی میخواهم عزیزم
سلام خاطره ی عزیزم
کاش کسی می فهمید وقت دلتنگی...
وزن کشیدن آه...
چقدر سنگین است...
سلام
معنی دلتنگی را در تمام واژه نامه ها یک جور معنا کردند فقط نمیتوان احساسش را توصیف کرد...
سکوت می کنم
در پیش همگان
نه آنکه درد و رنجی نیست
از طبابت ، طبیبانی
که خود
درد و رنجند
در عذابم
وااای از این عذاب خواستن نتوانستن....
خدا کند ز دلت دردها زدوده شود
لبت ز خنده پر و خاطرت آسوده شود
خدا کند ننشیند دگر به چهره ی تو
غبار غصه و آنی به غم آلوده شود
سلام
خوشحالم به امدن هایی گاه گاهت