ازمن مخواه که با سکوت گفتگو کنم
هرشب تمام یادتورا درگلو کنم
بامن مگو چراشوق ترانه مرد؟؟؟
بگذار تا ابد به دل خویش بازگو کنم
بغض صدا شکست و لبم آه می خرید
درسینه خاطرات تو را جستجو کنم
وقتی شکسته های دلم زیر پای توست
آرام تر برو که زمین رفت و رو کنم
بابا ایولچقدر استادانه راست میگم بخدا
سلام......ممنون
به به عجب شعر دلکشیامروز اولین چیز خوش گواری بود که در نت خواندمدرود بانو!
نفرمایید!!!! به اشعار زیبای شما که نمیرسد...
عالی بود.... عالیهمیشه از خوندن شعرهای عاشقانه لذت میبرم...ممنون
سلام الطاف شما همیشگی....
سلام خاطره جاندر برابر ناملایمات زندگی گذشت کلمه ی زیبایی استمرداب از رود پرسید : چه کرده ای که این چنین زلالی ؟ رود گفت : گذشتم !
سلام مهربانم...گذشت را با مهر ابیار ی کردم اما گیاه دلم خشکید
بسیار زیبا بانوالحق که زیبا و گفتی ناصح را که هرگز چنین قصدی نداشتانگشت به دهاندست مریزاددرودها بر تو باد
سلام..دربرابر بداهه گویی های شما ناقص است کلامم
"یک سمت، جوان لاغری با دلِ تنگیک سمت، گلوله های بی رحم تفنگمانند منی که بیخودی کشته شدمفهمیده نشد «حسین» در جبهه ی جنگ"بانو کمتر دیدم در عرصه غزل طبع آزمایی کنید !!!
سلام...شعر گفتن حریف میخواهد که توانایی ان را در روزگار جوانی داشتم...اما اکنون درحوصله اوزان دلم بهانه میگیرد
سلام آدرس جدیدم رو نداری پس بیا منتظرتم ؟ حتماً بیا نظر بده
حتما سر میزنم
وقتی شکسته های دلم زیر پای توست آرام تر برو که زمین رفت و رو کنمسلام زیبایی را به نهایت رساندید ... شعر قاصدکی است که از پهن دشت دل برمی خیزید ... و آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند . سپاسگزار فیض کلامتان هستم .
سلام خدمت استاد کلامدل گرفتگی هایم را فریاد که میکنم گاهی میشود حسرت...داغدار تنهایی میشوم که سکوت هجاهای انرا میسراید..حضورتان همیشه دلگرم کننده است
بسیار زیبا و آهنگیندرود بر شما
ممنون از نگاه لطف کلامتان...
بابا ایول
چقدر استادانه راست میگم بخدا
سلام......ممنون
به به عجب شعر دلکشی
امروز اولین چیز خوش گواری بود که در نت خواندم
درود بانو!
نفرمایید!!!! به اشعار زیبای شما که نمیرسد...
عالی بود.... عالی
همیشه از خوندن شعرهای عاشقانه لذت میبرم...
ممنون
سلام الطاف شما همیشگی....
سلام خاطره جان
در برابر ناملایمات زندگی گذشت کلمه ی زیبایی است
مرداب از رود پرسید : چه کرده ای که این چنین زلالی ؟ رود گفت : گذشتم !
سلام مهربانم...گذشت را با مهر ابیار ی کردم اما گیاه دلم خشکید
بسیار زیبا بانو


الحق که زیبا و گفتی ناصح را که هرگز چنین قصدی نداشت
انگشت به دهان
دست مریزاد
درودها بر تو باد
سلام..
دربرابر بداهه گویی های شما ناقص است کلامم
"یک سمت، جوان لاغری با دلِ تنگ

یک سمت، گلوله های بی رحم تفنگ
مانند منی که بیخودی کشته شدم
فهمیده نشد «حسین» در جبهه ی جنگ"
بانو کمتر دیدم در عرصه غزل طبع آزمایی کنید !!!
سلام...
شعر گفتن حریف میخواهد که توانایی ان را در روزگار جوانی داشتم...اما اکنون درحوصله اوزان دلم بهانه میگیرد
سلام آدرس جدیدم رو نداری پس بیا منتظرتم ؟ حتماً بیا نظر بده
حتما سر میزنم
وقتی شکسته های دلم زیر پای توست
آرام تر برو که زمین رفت و رو کنم
سلام
زیبایی را به نهایت رساندید ... شعر قاصدکی است که از پهن دشت دل برمی خیزید ... و آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند .
سپاسگزار فیض کلامتان هستم .
سلام خدمت استاد کلام
دل گرفتگی هایم را فریاد که میکنم گاهی میشود حسرت...داغدار تنهایی میشوم که سکوت هجاهای انرا میسراید..
حضورتان همیشه دلگرم کننده است
بسیار زیبا و آهنگین
درود بر شما
ممنون از نگاه لطف کلامتان...