یاد وقتی افتادم که داشتم میرفتم وقتی که میرفتم تا برسم به اینجایی که هستم کسی واسم آب نریخت حتی خیلی ها هم خوشحال از رفتنم بودند اما حالا من خیلی خوشحالم که اینجا هستم و همون خیلی ها دارند حسرت نریختن آب پشت سرم را میخورند زیاد نگران نباش
سلام ...یاد گرفتم نگران نباشم ..فقط بی تفاوت شده ام...
ما که اب ریختیم و برنگشتیم به خودمان
کاش تو برگردی
امیدوار که میتوان بود...
دست های من به آسمان نمی رسد ...
دلها اگر اسمانی شود دستها شاید برسد...
بازم خوبه شما شبیه جاده شده اید
من گاهی حس منم خود جاده ام
جادها همیشه یاد اور مسافراست
آب رو میریزم تا برگردی به این خونه تا دوستانت بتونن از حضورت و کلامه زیبات استفاده کنن
شاد باشید
سلام...ممنونم و دلگرم به حضور تون....
سلام خاطره عزیزم
از جاده های تنها
- که مردان بسیاری را گم کرد
- مردانی که در محرم ترین ساعات عشق گریستند
- و صدایشان در هیچ قلبی نپیچید
- می خواهم کمی دورتر از شما سوت بزنم
سلام افسانه جان.....
ممنونم که کلام شیوایت را بر این متن نازیبای من میفرستی...
نسیم شمال بوی ایل می آورد ...
چشمان بی فروغم مسافر سیاهی چادرها ست ...
چقدر شبیه کوچهای بی بازگشتم...
پس به سلامتی از راه رسیده ...
شاید هم هرگز نرسد....
دل انسان خاکی اسمانی نشود
فقط می پنداریم اسمانی شده ایم
و این یک توهم است
توهم ...توهم...توهم....
به به
قالب نو مبارک
مثل اینکه یه تغییرات اساسی داره اتفاق می افته
شاد باشید
قالب نو!!!!!!!!!!!!ا
اتفاقی در راه نیست...همان تکرار های پرتکرار
جاده گویا نفرینم کرد


وقتی که برمی گشتم
آب پشت سرم نریخت
درود بر بانوی خاطره
نمیدانم چرا یاد ترانه ای افتادم که می گفت
جاد فریاد میزنه بیاااااااااااااااااااا
سلام....جاده هرگز نمیرساند فقط بوی جدایی دارد..
یاد وقتی افتادم که داشتم میرفتم
وقتی که میرفتم تا برسم به اینجایی که هستم
کسی واسم آب نریخت
حتی خیلی ها هم خوشحال از رفتنم بودند
اما حالا من خیلی خوشحالم که اینجا هستم و همون خیلی ها دارند حسرت نریختن آب پشت سرم را میخورند
زیاد نگران نباش
سلام ...یاد گرفتم نگران نباشم ..فقط بی تفاوت شده ام...
--------------------------------------------------------------------------------
مَـــــن خَسته اَمـ و . . .
غـــرورَمـ اجــــازه نِمیدَهــــد بیُفتَمـ از پا . . .
حَتــــــی . . .
تَبَـــرهایی که دَر ریشــــه اَمـ گـــــیر کرده اند . . .
با تَعجُبـــ نگــاهَمـ میکنند و میگـــویَند :اینــ دِرَخــــتـ مگـــر چندســــاله استـــ (!)
سلام ممنونم که هستی....کمی کمرنگ شده ام دیگر شبیه قالب یخ میمانم....
در این شب ممتد
و در این همیشه شب ,
حنجره ای
زمان را مویه خواهد کرد !!!
وقت را خواهد گریست ...
"خورشید عاقبت تمام خواهد شد"
آهستـــــه بخند !!!
ارادتمندیم بانو
سلام دوست محترم و بزرگوارم....ممنونم که هستید...
تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش
دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست
سلام....خوب است گاهی یادی از من میکنید....خوشحالم به امدنت