سلام خاطره ی عزیزم یادگاری استاد کوروش بسیار زیباست خوش به حالتون که اینهمه یادگاری بهتون میدن
داره کم کم حسویم میشه شوخی کردم عزیز دل
شعر عشق هم بسیار زیباست دست دوست عزیزتون درد نکنه شوخی کردم عزیز دل
سلام عزیز من دوستای خوبی مثل شما دارم که همیشه به داشتنشون افتخار میکنم...البته همه میدونن که من چقدر از شعر و متن های ادبی لذت میبرم بهم هدیه های ارزشمند میدن...لطفتون همیشگی خانمی...
سارا
سهشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1391 ساعت 11:25 ب.ظ
ولی میدونی بدیه دنیای مجازی چیه ؟ اینجا احسسات رو هم مجازی میدونن من غلط کنم همچیم حرفی بزنم خب آدم یه استعدادهایی رو داره دیگه منم تراوشات ذهنیم در همین حده -------------- با پیراهنی "تو" می شوم با اندوهی به خودم می آیم خودخواهی درختم که خلوتش را با خودش شروع می کند بی حسرت ِ "یادش به خیر ِ" هم بودن و "شیب ملایم درد" که سُنت مرد است دوست می شوم با کفش های رفته ام و بوسیدنت مرا به من یادآوری می کند هر صبح با تماشای ِ بی خوابِ تو تحمل می کنم تحمل می کنم را تا کلمات ارزان بلند شوند و از سطرهایم برو ند تا شعر، جای خالی تو را دوباره بگیرد ""اسماعیل حبیبی""
سارای من ...گاهی شبیه منی خشمگین و انتقام جو و من چقدر شبیه تو دلگیر از ادمیانی که رو به رویت مینشینند و احساس واقعی تو را نمیبینند.. تلخه اما دنیای واقعی هم مانند مجازی شده عزیزکم ممنونم که هستی...گرم و صمیمی
سارا
سهشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1391 ساعت 11:27 ب.ظ
کجا بودم ای عشق؟
چرا چتر بر سر گرفتم؟
چرا ریشه های عطشناک احساس خود را
به باران نگفتم؟
چرا آسمان را ننوشیدم و تشنه ماندم؟
""محمدرضا عبدالملکیان""
سارا
سهشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1391 ساعت 11:28 ب.ظ
تــو چنــان زیبــا شــده ای میــان شعــرهــایــم،
کــه گمــان نکنــم خــودت هــم بــدانــی
ایــن کــه داری مــی خــوانیــش،
خــودِ تــویــی . . .
کامران رسول زاده
از این همه هدیه های زیبایت متشکرم عزیز دل
آنا
چهارشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1391 ساعت 07:31 ق.ظ
سلام عزیز دل ببخش که زود نمی یام خیلی خسته ام این روزها و باید به خیلی چیزها عادت کنم
سلام نازنینم. میدونم حالت خوش نیست ...عادت تلخ را باید عادت کرد....
شعر عشق چون یادگاری از دوست شماست زیباو ارزشمند است و گرنه چندان هم ... اما ارزش یک شعر به این است که در محافل دیگر نقل شود . زندگی شاعر به شعر اوست حتی اگر نامش را زیر آن ننویسند .
دوست خوب سلام...شما درست میفرمایید .. تنها ارزش این شعر هدیه بودن ان است برام
چه عادت خوبی
وای از این همه عادتهای خوب وبد
من مانده ام و اینهمه حیرت



با اینهمه دل تنگی
تو کجای دلم
جای گرفته ای؟
(کوروش)
ساکنان دریا بعد از مدتی صدای امواج را نمی شنوند... عجب تلخ است، قصه ی عادت !!!
من نیز با شما موافقم....اما همیشه زیبایی ها دیده نمیشود حتی همین دلتنگی....که میتواند عادت شیرین باشد اگر فرهاد باشی.....
خطره ی خاطرات شیرین ِ فرهاد ساز


مرا اینهمه تحمل مهر نیست
از لطف و به مهرت سپاس
سلام و ممنون از هدیه ارزشمندتان
دلمان را خانه خدا کنیم تا دریابیم که می توان در بی نهایت کوچک بی نهایت بزرگ را ماوا داد .
دلتان آسمانی ...
دلت را خانه ی ما کن مصفا کردنش با من....
به قول شوریده دل را ازغیر بپرداختم تا در نهایت بیکسی گاهی نگاهم کند....
ممنونم استاد گرامی کلام وهنر
سلام و درود
بابت تمامی پست های زیبایتان تشکر می کنم . خواستم نظر مربوط به پست عشق را در همان پست بگذارم که بسته بود .
پاینده و پیروز باشید.
سلام گاهی دلنوشته ی کسی رو که میزنم تو وبلاگم نظریاتش میبندم چون برا خودم نیست فقط دلم میخواد همه ازش بهره ببرند..
سلام
چرا کامنت رو بستی؟
خیلی حرف داشت واسه گفتن
سلام
اره دوست عزیز خیلی حرف برا گفتن داشت اما عشق حرفی برا شنیدن نداشت....
چی چی هدیه ارزشمند
آن شعرعشق ازمنه
لااقل منبع رابنویسید
خانم
ادرس وبلاگ میدادید ....خدمت میرسیدم ....تشکرنامه مینوشتم ...اما این شعر رو برام یه عزیز ایمیل کرده بود و ادعا نکردم شاعرش خودم یا دوستم هستن....
سلام خاطره ی عزیزم
خوش به حالتون که اینهمه یادگاری بهتون میدن 

یادگاری استاد کوروش بسیار زیباست
داره کم کم حسویم میشه
شوخی کردم عزیز دل
شعر عشق هم بسیار زیباست
دست دوست عزیزتون درد نکنه
شوخی کردم عزیز دل
سلام عزیز من دوستای خوبی مثل شما دارم که همیشه به داشتنشون افتخار میکنم...البته همه میدونن که من چقدر از شعر و متن های ادبی لذت میبرم بهم هدیه های ارزشمند میدن...لطفتون همیشگی خانمی...
ولی میدونی بدیه دنیای مجازی چیه ؟ اینجا احسسات رو هم مجازی میدونن
من غلط کنم همچیم حرفی بزنم
خب آدم یه استعدادهایی رو داره دیگه
منم تراوشات ذهنیم در همین حده
--------------
با پیراهنی "تو" می شوم
با اندوهی
به خودم می آیم خودخواهی درختم
که خلوتش را با خودش شروع می کند
بی حسرت ِ "یادش به خیر ِ" هم بودن
و "شیب ملایم درد"
که سُنت مرد است
دوست می شوم با کفش های رفته ام
و بوسیدنت مرا به من یادآوری می کند
هر صبح با تماشای ِ بی خوابِ تو
تحمل می کنم تحمل می کنم را
تا کلمات ارزان بلند شوند و
از سطرهایم برو ند
تا شعر، جای خالی تو را
دوباره بگیرد
""اسماعیل حبیبی""
سارای من ...گاهی شبیه منی خشمگین و انتقام جو
و من چقدر شبیه تو دلگیر از ادمیانی که رو به رویت مینشینند و احساس واقعی تو را نمیبینند..
تلخه اما دنیای واقعی هم مانند مجازی شده عزیزکم
ممنونم که هستی...گرم و صمیمی
کجا بودم ای عشق؟
چرا چتر بر سر گرفتم؟
چرا ریشه های عطشناک احساس خود را
به باران نگفتم؟
چرا آسمان را ننوشیدم و تشنه ماندم؟
""محمدرضا عبدالملکیان""
تــو چنــان زیبــا شــده ای میــان شعــرهــایــم،
کــه گمــان نکنــم خــودت هــم بــدانــی
ایــن کــه داری مــی خــوانیــش،
خــودِ تــویــی . . .
کامران رسول زاده
از این همه هدیه های زیبایت متشکرم عزیز دل
سلام عزیز دل
ببخش که زود نمی یام
خیلی خسته ام این روزها
و باید به خیلی چیزها عادت کنم
سلام نازنینم. میدونم حالت خوش نیست ...عادت تلخ را باید عادت کرد....
شعر عشق چون یادگاری از دوست شماست زیباو ارزشمند است و گرنه چندان هم ...
اما ارزش یک شعر به این است که در محافل دیگر نقل شود . زندگی شاعر به شعر اوست حتی اگر نامش را زیر آن ننویسند .
دوست خوب سلام...شما درست میفرمایید ..
تنها ارزش این شعر هدیه بودن ان است برام
ترک عادت موجب مرض است