من ویک آسمان نیمه ابری من و افسانه های بچگانه
من و آواز یک کولی شبگرد من و پیدایش شعری شبانه
من از آن سمت تنهایی خورشید به سوی شب شتابان رفته بودم
به گوش لاله های سرخ امید هزاران حرف را هم گفته بودم
ستاره راز شب میگفت :اما صدایش بغض شب را بیشتر کرد
به چشمم هاله های اشک جاری سکوتم درد را از ره بدر کرد
تنم طوفانی از رویا شد اکنون به رویاهاچرادلبسته بودم
میان آبرنگ خواب گم شد دوچشمی را که دائم جسته بودم
منم آری؛ولی از من نمانده است بجزآهی که برلب نقش کردم
سکوتی دائمی اشکی درون سوز جواب درد شد این آه سردم
سلام
زیباست
منو یه پیاده منجمد
قدوم تو هستیم.
سلام
سر میزنم حتما گرامی...
- بگذار اخرین واژه سلام باشد ...
شب انگشتم را به سمت ماه میگیرم
و به او میگویم تو هم با ما نبودی
شاد باشید
سلام............
از اه سرد باید ترسید
گرگی است که از سر گرسنگی نمی درد
از سر حرص می درد و ویران می کند
شعر زیبا بود
بانو! دست مریزاد
سلام بزرگوارانه نگاه کردید....زیبایی کلامتان همیشگی
من تورا دوست دارم
تو دیگری
و دیگری مرا
و جالب اینکه هرسه تنهاییم
وای از این سلسله ی تلخ عشق ............
سلام خاطره
خوبی ؟
سلام انای مهربانی......تو بگو خوبی به چه معنی است تا من هم برایت بگویم خوبم یا نه؟؟؟؟؟؟؟
می ماند اینجا
گوشه ی دلم
یادت را می گویم
نه تصویری از تو
نه تپش قلبی
نه اشکی
تنها بیداری یک حس است
و بعد ...
تمام نمی شود
می ماند همین جا
گوشه ی دلم ...
سلام
هدیه هایت برایم ارزشمند ترین چیز است که میماند همین جا گوشه ی دلم
من جواب همه رو میدم ولی یه خرده دیر و سوخت نداره
سلام ممنون از حضورت
سلام خاطره ی همیشه تازه
خوبی را نمی دانم چه معنا کنم
مانده ام
انگار واژه ها می گریزند
یافتم صدایت می زنم
برایت شعر می گذارم عزیزم
لطفا هی نپرس دلتنگی چه معنی دارد ؟
دلتنگی معنی ندارد ...
درد دارد
واژهای دلتنگی با هجا هایش سنگین ترین کلمه مطنتن زمین است....
منم آری؛ولی از من نمانده است بجزآهی که برلب نقش کردم

سکوتی دائمی اشکی درون سوز جواب درد شد این آه سردم
سلام.
ممنون از حضورتون.
موفق باشید.
سلا
حضورت گرم....
سلام
خدمت رسیدم و به انتهای شعرت خیره ماندم
اشکی درون سوز
به یاد حافظ افتادم که در این باره میگه
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود.
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود.
حافظ. چه گویمت که ز سوز درون چه میبینم.
ز اشک پرس حکایت که من نیم غمّاز
سلام....از اینکه مهربانانه سر می زنید متشکرم......
سلامم را همه پر درد باشد


درود بر خاطره های شیرین و مانده گار
شعر زیبایت را بسیار خواندم
ولی نمیدانم چرا ناتوان ار کامنت بودم
رخم زین رو عزیزا زرد باشد
خدای عشق ! آواز وصالی
مباد هرگز دلا را پرت ! یادا
سلام استاد بزرگوار...
لطف شما همیشگی است...ووجودتان در این وبلاگ باعث افتخار من....
سلامتیتان را از خدا میخواهم
اگه بدونی چی کشیدم که ثابت کنم کار من نبوده ولی در عوض حالا که همه فهمیدن کار من نبوده ازم معذرت خواهی کردن راستی ممنون که بهم سرزدی
سلام
ما همیشه زخم خورده ی اعتمادیم....
لطف کردی سر زدی
آپم بدو بیا
بِــه راستــی
کُــدامـ دیگـــری چـــون او خــواهــد بـــود
بــَــرای مـَــن !!!!
سلام
لذت دنیا رابا واژه هایت به ارمغانم می آوری ای دوست...