میان تاریکی ترا صدا کردم سکوت بود و نسیم که پرده را می برد در آسمان ملول ستاره ای می سوخت ستاره ای می رفت ستاره ای می مرد ترا صدا کردم ترا صدا کردم تمام هستی من چو یک پیاله ی شیر میان دستم بود نگاه آبی ماه به شیشه ها می خورد ترانه ای غمناک چو دود بر می خاست ز شهر زنجره ها چون دود می لغزید به روی پنجره ها تمام شب آنجا میان سینه من کسی ز نومیدی نفس نفس می زد کسی به پا می خاست کسی ترا می خواست دو دست سرد او را دوباره پس می زد تمام شب آنجا ز شاخه های سیاه غمی فرو می ریخت کسی ز خود می ماند کسی ترا می خواند هوا چو آواری به روی او می ریخت درخت کوچک من به باد عاشق بود به باد بی سامان کجاست خانه باد ؟ کجاست خانه باد ؟
زیبا بود
تشکر از دوست خاطره عزیز
ممنون که سر میزنید
من نیز آن را خیلی پسندیدم
درود بر شما ، ای قاتل ! خودتو لو دادی !
آذرکده
ممنون اخه می ترسم برم خودم رو به پلیس معرفی کنم میشه این لطف رو در حقم بکنی؟
و چقدر بده این حس !
گاهے دلمـ از ـهر چه آدمـ است مے گیرد...!
گاهے دلمـ دو کلمه حرف مهربانانه مےخواهد...!
نه به شکل ِ دوستت دارم و یا نه بــ ِ شکل ِ بے تو مے میرمـــ...!
ساده شاید ، مثل دلتنگ نباش... فردا روز دیگر ے ست....
میان تاریکی
ترا صدا کردم
سکوت بود و نسیم
که پرده را می برد
در آسمان ملول
ستاره ای می سوخت
ستاره ای می رفت
ستاره ای می مرد
ترا صدا
کردم
ترا صدا کردم
تمام هستی من
چو یک پیاله ی شیر
میان دستم بود
نگاه آبی ماه
به شیشه ها می خورد
ترانه ای غمناک
چو دود بر می خاست
ز شهر زنجره ها
چون دود می لغزید
به روی پنجره ها
تمام شب آنجا
میان سینه من
کسی ز نومیدی
نفس نفس می زد
کسی به پا می خاست
کسی ترا می خواست
دو دست سرد او را
دوباره پس می زد
تمام شب آنجا
ز شاخه های سیاه
غمی فرو می ریخت
کسی ز خود می ماند
کسی ترا می خواند
هوا چو آواری
به روی او می ریخت
درخت کوچک من
به
باد عاشق بود
به باد بی سامان
کجاست خانه باد ؟
کجاست خانه باد ؟
فروغ فرخ زاد
ممنون از حضور سبزتان
هیچ چیز بد تر از این نیست که در قلب کسی بمیری !
خدایا ... مرا در قلب و دیده ی دیگران مرده قرار مده ...
آمین
درود بر شما ،.... دست شما درد نکنه ! ما سایه آدم فروشا رو داریم با آرپی جی میزنیم ! ... بابا دست مریزاد...
آذرکده