بوی عطر یاس می آیدوشمعدانی هایی که لب طاقچه گذاشتم
خانه را آب وجارو کردم وبرای آمدنت لباس سفیدم را از
کمد روزهای تکرار در آوردم
تو برایم تکراری نیستی....
باز آمدی ومن برای آمدنت تا سحر بیدار ماندم
نگاهم باز آبی شد......
دلم هوای خدا را کرد در کنار سفره ی افطار......
التماس دعا....
سلام
رمضان میزبان لحظه هایی آبی، به وسعت آفرینش است ...
عید رستگاری خانه زاد حق ...
و رمضان ، که ریگزاری داغ است را ترنم بارانی است ، که رود ها را به سمت تو جاری میسازد ...
سدی است بر رود نفس که در پشت آن قطره قطره تقوی ذخیره خواهی کرد ...
اقیانوسی است سنگین و ثمین که در ابر فیض الهی بر فراز وجودت سایه ی مهر می گسترد و نرم نرم بر تو باریدن آغاز می کند و تمام وجود ترا در آغوش می فشارد...
سحر را با لحظه هایش الفتی است دیرین و مانا ... که انگار سحر با رمضان معنا می شود...
کنار سفره ی سحر و افطار ... بسان مسکینی ، ریز خوار سفره ی دعایتان هستم . توفیق روزه گرفتن ندارم و شرمسار ... دعایم کنید تا آدم بودن را تجربه کنم .
سلامت و سعادتمند باشید.
التماس دعا
کنار سفره افطارتان ما را فراموش نکنید
دوست خوب سلام از اینکه سر زدید ممنونم منم شما رو لینکیدم
سمت دعایتان را به کلبه احتیاج ما نیز نشانه بگیرید
سخت محتاجیم
برای هم دعا کنیم شاید کمی از وسعت گناهمان کم شود
متشکرم که سر می زنید