X
تبلیغات
نماشا
رایتل

از خویش گفتن ها.....

دلم از دنیا که میگیره بغض هام رو این جا فریاد میکنم..

از یه جایی به بعد …

از یه جایی به بعد …

به همه چیز و همه کس بی اعتنا می شی

دیگه نه از کسی می رنجی نه به عشق کسی دل میبندی.

از یه جایی به بعد …

 مرض چک کردن موبایل ات خوب می شه ،حتی یادت میره گوشی داری.

دیگه دلشوره نداری که موبایل تو جا بذاری یا اس ام اسی بی جواب بمونه .

از یه جایی به بعد …

دیگه دوست نداری هیچکس رو به خلوت خودت راه بــِـدی حتی اگه

تنهایی کلافه ات کرده باشه .

از یه جایی به بعد …

 باور می کنی کسی برای تنها نموندنِ تو نمیاد ،

اگه کسی میاد برای تنها نبودنِ خودشه .

از یه جایی به بعد …
 
وقتی کسی بهت می گه دوستت داره ، لبخند می زنی و ازش فاصله می گیری .

از یه جایی به بعد …

دیگه گریه نمی کنی،فقط بغض همیشگی هست که بهش عادت میکنی.

از یه جایی به بعد …

هر روز دلت برای یه آغوش امن تنگ می شه ،اما به هیچ آغوشی فکر نمیکنی.

از یه جایی به بعد …

دیگه حرفی برای گفتن نداری، ساکت بودن رو به خیلی حرفها ترجیح میدی.

از یه جایی به بعد …

 فقط یک حس داری، حس بی تفاوتی .

نه از دوست داشته شدن خوشحال می شی …

 نه دوست داشته نشدن ناراحتت می کنه .

از یه جایی به بعد …

 توی هیجان انگیزترین لحظه ها هم فقط نگاه می کنی و سکوت .

از یه جایی به بعد …

فقط عشق خدا رو باور داری ، اینم یعنی تنهایی مفرط...



پ. ن : برگفته شده از یک نوشته

+ نوشته شده در پنج‌شنبه 5 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 09:11 ب.ظ توسط خاطره | 19 نظر