X
تبلیغات
نماشا
رایتل

از خویش گفتن ها.....

دلم از دنیا که میگیره بغض هام رو این جا فریاد میکنم..

وقتی زیست گاهت ، بوی جنگلهای باران خورده رامی دهد


لغزش باران روی برگها زیبایت میکند.....


هوای شرجی مهمان نفسهای نم خورده ات می شود


و یکباره ژنها به تو دروغ می گویند تا عاشق شوی......


اما


همیشه حواس دلم پیش گلی بود


که در زیر سایه ی ستبر درختان دیدن نور را التماس میکرد....


+ نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:31 ق.ظ توسط خاطره | 14 نظر