X
تبلیغات
نماشا
رایتل

از خویش گفتن ها.....

دلم از دنیا که میگیره بغض هام رو این جا فریاد میکنم..

فراموش شده ی احساس فروش..

اندیشه ام در شانه کش جاده های خیال راه که میرود .....


دستهایم بوی شقایق های وحشی انتظار را میدهد....


و چشمانم کویر بغض  را به امید روییدن اشک  شخم میزند......


نگاهم آخرین قدم هایت را دلواپس است......


برای بی کسی هایم ابرهای دلگیرهم ، بارانی نداشت........


رویاهایم عادت کرده به اصرار نبودن هایت.....


خوب نگاهم کن !!!


آری من همان فراموش شده ی  احساس فروشم.......


+ نوشته شده در چهارشنبه 2 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 06:04 ب.ظ توسط خاطره | 16 نظر