X
تبلیغات
نماشا
رایتل

از خویش گفتن ها.....

دلم از دنیا که میگیره بغض هام رو این جا فریاد میکنم..

طفل عشق

 هوس بازی احساس جنین عشق را درخود بارور میکند......


درد زایش، تمام رگهایت را میجود...


سینه ات لبالب پرمیشود  از شیر حسرت 


ولی طفل بازگوش عشق شیره ی جانت را نمیخورد.....


 لبخند شیرینش در کوچه های انتظار توانت را میبرد


                               وباز راه میروی تا از پا افتادنت را نبیند...


دلداده ی نگاه کودکی میشوی که قد میکشد در برابرت....


   در آغوش میکشی آرزوهایت را


    و رویاهایت آه می شوند و لبانت را میبوسند......


       وچه زجری دارد


                      وقتی بزرگ میشود ودیگر دل پیر از درد تو را نمیخواهد....





+ نوشته شده در جمعه 7 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 11:16 ب.ظ توسط خاطره | 5 نظر