X
تبلیغات
نماشا
رایتل

از خویش گفتن ها.....

دلم از دنیا که میگیره بغض هام رو این جا فریاد میکنم..

عرفه

آسمان بار امانت نتوانست کشید                   قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند


خدایا بار امانت شناخت خود را بر کوه ها افکندی متلاشی شدند...اما انسان بار شناخت


تو را بر دوش کشید....


خدایا فرمودی:هرکس نفس خویش را بشناسد خدای خویش راشناخته است...


من که در جهالت شناخت خود میسوزم چگونه تو را در این روز خواهم شناخت؟؟؟؟


دل می لنگد و احساس نیز ....سوار باد هایی هستم که مرا با خود میبرند آن


سوی ناباوری....

سست و لرزان چنگ در آخرین ریشه هایم می زنم......


خودخواهانه نفس می کشم ....وخدایم غریبانه نگاهم میکند...


تو در سجاده ام نیستی ،آخر وقتی به نماز میایستم پرم از خواهش های نفس


چگونه تو را خواهم شناخت وقتی راه مقصود گم کرده ام؟؟؟؟؟؟



                               عید قربان بر دوستان مبارک 'التماس دعا'

+ نوشته شده در شنبه 14 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:39 ب.ظ توسط خاطره | 6 نظر