X
تبلیغات
نماشا
رایتل

از خویش گفتن ها.....

دلم از دنیا که میگیره بغض هام رو این جا فریاد میکنم..

هوای عاشقی

بازهوای دیدندنت دلم را هوایی کرد.....


هرچه این پا و آن پا کردم،تا قرار بگیرد نشد.....


هر چه در گوش دل داستان بی مهریت را خواندم به خواب نرفت......


هر چه اشک خرج راهت کردم باز چشم دلم راه آمدنت را پایید.....


بلند برسرش فریاد زدم،تا بیدار شود اما باز در خواب، آمدنت را میدید........


وای هوای ذهنم از یادت همیشه معطر است......چرا سفرترا از من نگرفت........


دعا کردم، دل تنگ مرا از من بگیرد               هوای بیکسی هایم بمیرد


دعا کردم،ولی بیچاره دل گفت                 دلم بی عشق او سامان نگیرد...

+ نوشته شده در شنبه 9 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 12:39 ق.ظ توسط خاطره | 14 نظر