X
تبلیغات
نماشا
رایتل

از خویش گفتن ها.....

دلم از دنیا که میگیره بغض هام رو این جا فریاد میکنم..

تردید

ردپاهایت را دنبال کردم وقتی بغض راه خنده را برلبم می دوخت.... 

 

شهر صدایم پر بود از فریادی که خاموش مانده بود. 

 

سیلی خشم آلود اشک صورتم را می گداخت ومن 

 

گونه های تردید را سرخ می کردم.... 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 12:27 ق.ظ توسط خاطره | 3 نظر