X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

از خویش گفتن ها.....

دلم از دنیا که میگیره بغض هام رو این جا فریاد میکنم..

روزمرگی

امروز پای احساسم در گل نا امیدی فرو رفت٬سر را برای لحظه ای به آسمان بلند کردم 

 

نسیم خنکی وزید وباز من تازه شدم...... 

 

آه!حسرت گریبان امیدم را چاک کرد!انتظار از بغض فرو خورده داشتم تا صبورانه  

 

ببارد.اما دیشب چه بارانی شد وقتی تردید بی پروا چنگ بر سینه ام می کشید...... 

 

ستاره های سربی از آسمان شب به هوای سنگین نفس هایم لبخند میزدند. 

 

چه سودا گرانه به سکوت معتادم٬سربه زانو می نهم تا شک را چشمانم باور نکند!!!! 

 

امروز چه هوای بود وقتی دلم پر کشید برای تو...... 

 

+ نوشته شده در پنج‌شنبه 19 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 12:34 ب.ظ توسط خاطره | 2 نظر